محمد الريشهري
73
گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى )
در ميان نيست : 1 . چنان كه گذشت ، شهادت ، مقصود و هدف امام حسين عليه السلام نبوده است ، گر چه مقصد ايشان بوده است . آنان كه شهادتطلبى را هدف امام عليه السلام دانستهاند ، از يك سو ، ميان مقصد و مقصود ، خَلط كردهاند و از ديگر سو ، سخنان ، خطابهها و نامههاى ايشان را ناديده انگاشتهاند . امام عليه السلام ، در مجموعه ياد شده ، بر اهدافى غير از شهادتطلبى ، تأكيد فرموده است . 2 . قائلان به نظريه « تشكيل حكومت » ، جنبه آگاهى امام عليه السلام از شهادت را كمرنگ ديدهاند - اگر نگوييم كه ناديده گرفتهاند - ، با اين كه احاديث متواترى بر آن ، دلالت دارند . از سوى ديگر ، منبع استخراج اين نظريه ، سخنان ، خطابهها و نامههاى امام حسين عليه السلام و نماينده فرستادن ايشان به كوفه و بيعت گرفتن آن نماينده ( مسلم ) براى ايشان و اعلام تعهّد ايشان به آن بيعت و مصادره كاروان تجارتى يزيد است . در مجموعه گفتهها و نوشتههاى امام عليه السلام ، آنچه ديده مىشود ، يارى خواستن براى امر به معروف و نهى از منكر ، اصلاح امور امّت و احياى سنّت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است ، كه به صراحت ، بر تشكيل حكومت به وسيله امام عليه السلام دلالت ندارند ، مگر آن كه اينها را ملازم با تشكيل حكومت بدانيم . آرى ! در برخى متون ، امام عليه السلام آن گاه كه از بيعت با يزيد ، امتناع مىورزد ، بر لياقت نداشتن يزيد براى خلافت و سزاوارتر بودن خود به اين امر ، تأكيد مىفرمايد . از جهت ديگر ، تعبير « خروج » در سخنان امام حسين عليه السلام ، به معناى قيام نيست ؛ بلكه در تمام موارد ، به معناى بيرون رفتن از مدينه است ، هر چند كه گاه به غلط ، به قيام ، تعبير شده است . 3 . نظريه « حفظ جان » ، هيچ شاهد كلامى و تاريخىاى ندارد و از اين رو ، قابل طرح نيست ، ضمن اين كه با شئون امامت ، سازگار نيست . 4 . در باره « نظريه جمع » ، آنچه در بند اوّل و دوم آورديم ، قابل بازگويى است ، ضمن اين كه در اين نظريه نيز ، مانند سه نظريه نخست ، برخى از وجوه اين حادثه ، ناديده انگاشته شده كه در مباحث آينده ، بدانها خواهيم پرداخت . چهار . اهداف چند لايه قيام امام حسين عليه السلام براى تبيين « نظريه هدفمندى چند لايه » ، با اعتقاد و باور به اين كه « امام حسين عليه السلام از